تبليغاتX
love is...


1:6

خیلی وقت بود ننوشته بودم.

روزای زیادی گذشته.روزایی که منو به گریه انداخت.دلمو شکست.خوشحالم کرد.منو خندوند.

ولی خوب هر چی بود گذشت.چه خوب...چه بد...

خونمونو عوض کردیم.

خوب منم خیلی ناراحتم.

از جایی که تک تک سنگفرش خیابونش واسم خاطره بود.

اونم گذشت...

چند روز پیش تولدم بود و کلی کادو باحال گرفتم.

تولدم مبارک.

امیدوارم خدا برام بهترین هارو رقم بزنه.

+ تاريخ سه شنبه هفتم تیر 1390 نويسنده sara |


15:24
چند وقت پيش داشتم با دوستم راجب خاطر داشتن با  اهنگ صحبت ميکردم.
دوستم گفت من نميفهميدم با اهنگ خاطره داشتن يعني چي؟
ولي حالا ميفهمم.
به نظر من خيلي سخته ادم با اهنگ خاطره داشته باشه.
چه خوب .چه بد
ادم عذاب ميکشه.
نميدونم...
من با دوتا اهنگ خاطره دارم 
وقتي گوش ميکنم کلافه ميشم.
ادم داغون ميشه که چه زود گذشت.
خوشحال ميشه که زود گذشت.
من دلم ميلرزه.بدم ميلرزه.
تا يه مدت داغون ميشم.
خاطرات تو مغزم دارن ميرقصن.
دارن عذابم ميدن.
اونا خوشحال و من خرد شده.
من اسير خاطراتم شدم.
اسير تک تک لحظه هاي خاطراتم.
اسير خيالم...
+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 نويسنده sara |


22:31
سلام
نميدونم حرفامو با چي شروع کنم
بار برگه هاي پاسورو جلوم چيندم تا...
تا شايد يه نقطه ي روشن تو باشه
اما...
چه دنياي عجيبيه...
انتظار کشيدن...
که شايد يه روزي
يه جايي
که دوباره يه حس قشنگي داشته باشي
بگذریم
ما که نداشتیم
.
.
.
.
.
.
.
.
بازم ماه محرم و....
محرمو دوست دارم چون خالی میشم
سبک میشم
کاش یه ذره اعتقادا پر رنگ تر میشد
دل همه مثل اینه بود و مردم انقدر خورده شیشه نداشتن
کاش بی اعتقادی شیک نبود(البته منظورم شما نبودید)
ماه محرمو به همتون تسلیت میگم
 

 

+ تاريخ دوشنبه پانزدهم آذر 1389 نويسنده sara |


21:39
اري اغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداس
من به پايان راه دگر نينديشم
که همين دوست داشتن زيباست.

 

 

راستي به نظر شما زندگي چيه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

زندگي چيست؟
خون دل خوردن
زير ديوار ارزو مردن!!!!!!!!!!!

دلم گرفته
هواي دلم ابري
نميدونم افتابي ميشه يا نه

دوستم عاشق شده
از ته ته ته ته ته ته ته دلم از خدا ميخوام که دوستم به عشقش برسه
خدا جونم همه ليلي و مجنون هارو به هم برسون

 

هر چي خدا بخواد
همه چي دست اونه

+ تاريخ دوشنبه سوم آبان 1389 نويسنده sara |

________________________________________ میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که:آخه خدا؟ این چه وضعیه آخه؟ ما یه مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! بجای لباس و ردای سفید، همشون لباسهای مارکدار و آنچنانی میپوشن! هیچکدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون بنز و بی ام و جایی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده، یکی از همینها دو ماه پیش قرض گرفتش و دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو کردم. امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی میکنن و هاله های بالاسرشون رو به بقیه میفروشن! خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، فرزندان من هستن و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اینها هم که گفتی خیلی بد نیست! برو یه زنگی به شیطان بزن تا بفهمی مشکل واقعی یعنی چی! جبرییل زنگ میزنه به جناب شیطان. دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم. بفرمایید؟ جبرییل میگه: آقا خیلی سرت شلوغه انگار! شیطان آهی میکشه میگه: نگو که دلم خونه. این ایرانیها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نذاشتن! تا روم رو میکنم اینطرف، یه آتیشی دارن اونطرف به پا میکنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!…حالا هم که …. ای داد!!! جبرییل جان من برم… اینها دارن آتش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن!!!

 

+ تاريخ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 نويسنده sara |


22:14
بازم تنهایی
بازم تنهایی و اتاقم
شمردن ترک های رو دیوار
تو دلم یه چیزی هست
یه حس عجیب
نمیدونم چیه
فقط منتظر یه اتفاقم
یه اتفاقی که خیلی وقته منتظرشم
شاید فقط یه حس مسخره اس
شاید اصلا اتفاقی در کار نباشه
نمیدونم
ولی من منتظرم یه اتفاق میمونم
روزگار باهام لج کرده
ای خداااااااااا
یه حالی بده به این بندت

         ببین دنیا با همه قشنگیاش
زیر پاهامه تو هم دنبال قشنگی باش

+ تاريخ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 نويسنده sara |


0:14
Love مخفف عبارات

Lake of sorrow (درياچه ي غم)

Ocean of tears (اقيانوس اشك)

Valley of death (دره مرگ)

End of life (آخر زندگي)!

+ تاريخ جمعه شانزدهم مهر 1389 نويسنده sara |


19:16
سلام خوبين؟چه خبرا؟
مدرسه ها باز شد
نميخوام مامان
به قول مهراد هيدن:متنفرم از ته دل من از اول مهر
راستي مدرسه چطور بود؟
واسه من که کر کر خنده بود
زن گنده اومده سر صف میگه
ماه مهر امد
اخه تو نمیگفتی ما نمیفهمیدیم
اه اه اه
بیچاره حرف میزد ما میخندیدیم
خلاصه ایشالا سال تحصیلی خوبی داشته باشین

+ تاريخ شنبه سوم مهر 1389 نويسنده sara |


22:51
 


نزار امشبم با يه بغض سر بشه       بزن زير گريه چشات تر بشه

بزار چشماتو خيلي اروم رو هم      بزن زير گريه سبک شي يه کم

يه امشب غرورو بزارش کنار          اگه ابري هستي با لذت ببار
 
هنوزم اگه عاشقش هستي که          نريز غصه هاتو تو قلبت ديگه

نميتوني پنهون کني داغوني       نميتوني يادش نباشي به اين اسوني

هنوز عاشقي و دوسش داري تو        نشونش بده اشکاي جاري تو

نميتوني پنهون کني داغوني       نميتوني يادش نباشي به اين اسوني

+ تاريخ شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 نويسنده sara |


22:49

ميدوني مترسگ تو تنهاييش به کلاغ چي گفت؟
گفت هر چقدر دوست داري نوکم بزن
ولي تنهام نزار

+ تاريخ شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 نويسنده sara |